زندگی
بسته فوقالعاده برای کنکوریها و دانش اموزان و دانشجویان در صفحه اول این وبلاگ فقط 500 تومان

خرید انلاین و دانلود بسته انگیزشی اموزشی برای دانش اموزان دانشجویان و داوطلبان کنکور

فهرست  مطالب

*بخش اول  تکنیکهای طلایی برای تقویت حافظه*

13 راه شگفت انگیز برای تقویت حافظه تان

15 روش استثنایی تقویت حافظه

تكنيك‌هاي  خاص تقويت حافظه 

تکنیک هایی برای تقویت حافظه

خوراکی های موثر برای تقویت حافظه

ده روش تقویت حافظه

راه هاي تقويت حافظه و تمركزحواس چيست؟

نسخه ای عجیب برای تقویت حافظه

*بخش دوم تکنیکهای طلایی برای تست زنی*

افزایش سرعت عمل در پاسخگویی به سوالات کنکور

پاسخ به سوالات زیست شناسی در کنکور

چگونه زیست شناسی بخوانیم و درصد بالایی کسب کنیم؟

چند نکته بسیار مهم در مورد کنکور

ده تکنيک کارگشا براي بالا بردن درصد زيست‌شناسي

*بخش سوم روشهای طلایی برای مطالعه*

64 تکنیک برای یادگیری سریع‌تر، بهتر و عمیق‌تر

تکنیک های تلقین و تخیل برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه

چگونه برای کنکور کیفیت مطالعه را افزایش دهیم

چگونه میتوان تمرکز خود را در مطالعه افزایش داد

ده نکته برای موفقیت در امتحانات

روش های افزایش انگیزه و کارایی مطالعه

نه عادت دانش آموزان

*بخش چهارم ذهن انسان*

چهار سوی ذهن

ده راز ذهن انسان

رازهاي عجیب ذهن انسان

عملکرد نیم کره های مغز انسان

فعالسازي نيمكره‌هاي مغز

لاعلاج يعني قابل درمان با ذهن

مغز انسان روزانه 200 کیلو کالری انرژی استفاده می کند

نور آبی در هوشیاری مغز مؤثر است

*بخش پنجم راز و رمزهای طلایی نفرات برتر کنکور*

چگونه میتوانیم رتبه ی برتر کنکور سراسری شویم ؟

رمز موفقیت نفرات برتر كنكور 89

رمـز و راز موفقیت نفـر بـرتـر کنکـور ریاضی در منطقه هشت بندی

رمـز و راز موفقیت نفـرات بـرتـر کنکـور

*بخش ششم راز های  مغز دانشمندان جهان*

ارتباط غیر عادی دو نیمکره مغز انیشتین

انشتین   ادیسون   کودک فیلسوف  جان دیوئی  راز نبوغ

*بخش هفتم روشهای افزایش انگیزه*

۴۰ نکته در باب افزایش انگیزه دانش‌آموزان

چگونه انگيزه ام را براي درس خواندن افزايش دهم؟

چگونه انگیزه خود را برای مطالعه افزایش دهیم 2

چگونه انگيزه ام را براي درس خواندن افزايش دهم؟

شیوه های ایجاد انگیزه در خودتان

7-zip  استفاده کنید در فایل زیپ برای اکستراچ ان از

قیمت  500 تومان

 

 

 

قيمت 5,000ریال

بسته طلایی انگیزشی اموزشی برای دانش اموزان دانشجویان و کنکوریها
 

 

  

سه شنبه 13 / 11 / 1393برچسب:, :: 9:30 قبل از ظهر ::  نويسنده : براهوئی

ooooooooooooooooooooo

 

باور اشتباه این دختر جوان را 10 سالی پیر کرده بود

دختر جوانی که برای مشاوره مراجعه کرده بود، هیچگاه تصور نمی کرد به علت باور اشتباه، دچار پیری زودرس، ترس و افسردگی شدید شده باشد.

ماجرا از این قرار بود که دختری به نام ماریلا در اثر یک تصادف، جراحتی نسبتاً عمیق بر روی لبانش ایجاد می شود. دوست پسر او به نام تام که تا پیش از آن خود را عاشق پاک باخته آن دختر می نامید، به یکباره نسبت به او سرد می شود. البته تام همچنان مطابق روال گذشته هرگاه نیاز مالی داشت به ماریلا نزدیک می شد و از او مبالغ زیادی پول می گرفت اما ماریلا می گفت: بعد از جراحت لبهایش؛ رفتار تام با او خیلی بد شده بود. ( به دلیل حفظ حریم خصوصی مراجعین از اسامی خارجی بجای اسامی ایرانی استفاده شده است)

ماریلا که متوجه این مسئله شده بود؛ بدون آنکه تام را در جریان بگذارد، تصمیم می گیرد تا بخشی از پولی که قرار بوده به دوست پسرش به عنوان سرمایه اولیه ایجاد یک تجارت جدید بدهد را صرف عمل زیبایی لبهایش کند تا از این طریق بتواند نظر مجدد تام را به خود جلب کند.

باید یادآور شوم که خانواده ماریلا از وضعیت مالی بسیار خوبی بهره مند بودند و از این جهت به تنها فرزندشان نیز توجه خاصی می کردند.

خوشبختانه جراحی زیبایی لبهای ماریلا با موفقیت انجام می شود؛ اما وقتی او لب جدیدش را به تام نشان داده و اظهار می دارد که بخشی از آن سرمایه در نظرگرفته برای او را به عمل زیبایی اش اختصاص داده است، عکس العمل دوست پسرش دقیقاً همانی می شود که من وقتی در اولین جلسه مشاوره با ماریلا روبرو شدم، حدس زده بودم.

تام به شدت عصبانی شده و ماریلا را به خاطر خرج کردن آن پول سرزنش کرده و او را ابله می نامد. تام در حالت خشم و عصبانیت به ماریلا می گوید که از همان روزهای آغازین دوستی شان؛ هیچ علاقه ای به او نداشته و صرفاً به خاطر وضعیت مالی مناسب ماریلا با او دوستی می کرده است. البته تام بیش از حدی که من پیش بینی کرده بودم، تند رفته بود و حسابی دختر جوان را تحقیر نموده بود.

نکته جالب ماجرا این است که تام در حالت عصبانیت؛ ماریلا را نفرین می کند. ماریلا و تام در خانواده هایی رشد یافته بودند که به عقاید خرافی نظیر نفرین اعتقاد زیادی داشتند.

با این وجود، ماریلا اظهار داشت که ” آقای سیناتهرانی! آن شب که تام مرا نفرین کرد، توجه چندانی به آن نکردم اما وقتی به خانه برگشتم بلافاصله لبم از داخل باد کرد و ورم کوچک و سفتی روی آن پیدا شد. به اصرار یکی از دوستانم که از موضوع نفرین خبر داشت به پزشکی مراجعه کردم و پزشک تشخیص داد که ورم داخل دهانم بیماری هولناکی است و به تدریج تمام نیرو و توان مرا تحلیل خواهد برد.”

از صحبتهای ماریلا و ظاهر او که خیلی پیرتر از سنش نشان می داد، به این نتیجه رسیدم که احتمالاً یک تشخیص پزشکی اشتباه باید رخ داده باشد که توانسته باور غلط و مخربی را در ذهن این دختر جوان ایجاد کند.

دختر جوان تحت تأثیر سخنان پزشک خود به شدت نگران شده و منتظر ضعف و ناتوانی خود شده بود؛ متأسفانه طولی نمی کشد که او احساس می کند بدنش بیحال و ناتوان شده است. ماریلا اشتهایش را از دست داده و خوابش نمی برد و به تدریج ترس و افسردگی شدید بر او غلبه کرده و در مدت کمتر از یک هفته ظاهر دختر جوان را پیر می کند. بگونه ای که وقتی این دختر ۲۰ ساله وارد اتاق من شد، در نگاه اول تصور کردم که او بیشتر از ۳۰ سال سن دارد.

البته باید اعتراف کنم که چنین چیزی به ندرت در انسان ها دیده می شود که کسی در اثر یک باور اشتباه تا این اندازه و به سرعت پیر شود.

به او گفتم: نگران نباش در مدت کمتر از دو ساعت تو را از شر این بیماری مهلک نجات خواهم داد اما به شرطی که با من همکاری کنی تا دوست پسر نادانت را برای همیشه از زندگی ات محو کنیم. زیرا چنین شخصی شایسته دوستی با تو نیست. ماریلا نیز با نظر من موافق بود و اظهار می داشت که خودش هم به این نتیجه رسیده اما چون به او وابسته شده است، نیاز به حمایت و مشاوره من دارد تا بتواند او را فراموش کند.

سپس با یکی از دوستانم که جراح پلاستیک قهاری است تماس گرفته و ماجرای لب ورم کرده ماریلا را با او درمیان گذاشتم، قرار شد تا ماریلا بلافاصله به مطب دوست جراحم برود.

خوشبختانه همانگونه که من و دوستم در مکالمه تلفنی پیش بینی کرده بودیم؛ آن ورم در نتیجه بافت گوشتی کوچکی بود که هنگام عمل جراحی زیبایی در محل زخم جا مانده و تولید ورم کرده بود. دوست جراح من، آن بافت گوشتی را از روی لبهای دختر جوان برداشته و در دستش گرفته و به ماریلا نشان داده بود.

وقتی ماریلا حقیقت را دید و باور کرد که ورم لبهای او صرفاً یک بی دقتی پزشکی بوده و ربطی به نفرین دوست پسرش نداشته است، آهی کشید و خیالش راحت شد.

اکنون او آماده انجام تکنیک هایی بود که می بایست برای فراموش کردن دوست پسر نادانش به او می آموختم، خوشبختانه ماریلا در طی دو هفته نسبت به دوست پسر سابقش بی احساس شد و به تدریج در جهت قدرتمند کردن باورهای ذهنی خود برای دستیابی به خواسته های مثبت و موفقیت ساز گام برداشت.

با گذشت چند هفته آثار پیری، ترس و افسردگی شدید از چهره دختر جوان زدوده شد، زیرا او وقتی حقیقت را دید، ترسش ریخت. ماجرای ماریلا بخوبی نشان می دهد که وقتی اندیشه ای را به حساب حقیقت قبول کردیم، به همان اندازه هیپنوتیزم ذهن ما قدرتمند می شود. حال اگر این اندیشه؛ منفی باشد، ما را بسوی شکست و ناکامی سوق خواهد داد و اگر اندیشه و باوری مثبت باشد، می تواند باعث رشد و تعالی ما شده و موفقیت های بی شماری را نصیبمان سازد.

چند ماه بعد ایمیلی از ماریلا دریافت کردم که در آن عکس های نامزدی اش با پسری که از دوران کودکی او را می شناخته و از نظر او و خانواده اش فردی با شخصیت، خوش اخلاق، تحصیلکرده و موفق بود را نشان می داد.

oooooooooooo

o

 

آیا همسرم حق دارد ایمیل های خصوصی و یا محتویات موبایل مرا چک کند؟

خانم جوانی ساعاتی از روز را در غیاب همسرش که تا عصر در بیرون از خانه مشغول کار بود به اینترنت پناه می برد، او در اوایل برای دانلود کردن فایلهای جالب نظیر فایلهای موسیقی ، تصاویر جذاب و دیدنی و … وارد اینترنت می شد اما به تدریج و از طریق یکی از دوستانش با شبکه اجتماعی فیس بوک آشنا شده و با مردی که وانمود می کرده متأهل بوده و با همسرش مشکل دارد، اقدام به گفتگوی آنلاین یا همان چت می نماید.

خانم جوان با این تصور که اینکار بخشی از زندگی خصوصی او بوده و نیازی نیست که همسرش را در جریان این تعامل اینترنتی قرار دهد، به رابطه آنلاین با آن مرد ادامه می دهد.

آن خانم حتی تصورش را هم نمی کرده که این گفتگوی روزانه به ظاهر ساده که اغلب پیرامون مسائل روزمره سیاسی و اقتصادی جامعه بوده است، باعث شکل گیری پیوند عاطفی میان او و آن مرد شود.

متأسفانه خانم جوان به جای گفت و گوی سازنده با همسرش در خصوص مشکلاتی که در روابط زناشویی شان وجود داشته است، درد و دلهای خود را با آن شخص درمیان می گذارد و آن مرد نیز بصورتی کاملاً حساب شده، راهکارهایی را به آن خانم می دهد تا به اصطلاح روابط میان خود و همسرش را بهبود بخشد اما آن روشها نه تنها اوضاع را بهتر نمی کند، بلکه بر شدت اختلافات زن با همسرش می افزاید. حال زن که از نظر روحی و عاطفی به شدت آسیب دیده است، گرایش بیشتری به سوی مرد اینترنتی پیدا کرده و در تله جنسی او گرفتار می شود، به گونه ای که به دعوت مرد با او در منزلش قرار گذاشته و تن به رابطه جنسی می دهد.

متأسفانه بعدها مشخص می شود که آن مرد با زنان دیگری نیز در فیس بوک رابطه جنسی برقرار کرده بوده است و هرآنچه که در ارتباط با خود گفته ، صرفاً دروغهایی برای اغفال زنانی بوده است که با شوهران خود مشکل داشته اند.

اکنون خانم جوان از کار خود پشیمان گشته و به علت عذاب وجدان ناشی از خیانت به همسرش به من مراجعه کرده تا زندگی مشترک آنها را بازسازی کنم.

خیلی ها از من می پرسند: ” آقای مهدی آریافر ! وقتی می گویید باید کاملاً با همسرمان روراست باشیم، آیا بخش خصوصی زندگی مان را کاملاً نادیده نگرفته اید؟ “
 

در پاسخ به این پرسش باید بگویم: اگر بخش خصوصی زندگی یک شخص متأهل به این معناست که قسمتی از زندگی خودش را از همسرش پنهان نگه دارد، به شدت تأکید می کنم که این کار می تواند عواقب خطرناکی را دربرداشته باشد. متأسفانه بیشتر مشاورین خانواده و نیز بسیاری از مراجعینم با من هم نظر نیستند اما تجربیات من در طی سالها مشاوره نشان داده است که پنهان کردن قسمتی از زندگی یک شخص در زندگی مشترک با همسرش می تواند فاجعه های زیادی را در زندگی زناشویی شکل دهد که یکی از آنها وقوع بی وفایی و خیانت به همسر است.

شاید به شدت با این عقیده که همسرتان حق داشته باشد؛ ایمیل هایتان را خوانده و کیف دستی و یا موبایل تان را جستجو کند، مخالف باشید. اما به نظر من این نوع ارتباط راحت و بدون آلایش برای داشتن ازدواجی سالم بسیار ضروری است. اجازه دهید عملکرد چنین اقدامی را برایتان شرح دهم.

وقتی من ” زمان و مسائل خصوصی ” دارم، همین موجب می شود که کمتر با همسرم شفاف و صادق باشم. این یعنی که مشکلی دارد در روابط بین من و همسرم بروز می کند که اگر بخواهم به آن بی توجه باشم، قطعاً در آینده ای نزدیک باید منتظر بروز مشکلات بیشتری در روابط خود با وی باشم.

من باید بپذیرم که همسرم شخصی است که نیاز دارد به بهترین شکل مرا بشناسد و من هم لازم است همه اطلاعات را برایش فراهم کنم، اطلاعاتی که شامل مسائل نادرست و بد نیز می شود. من نه تنها باید صادقانه به سوالات او پاسخ بدهم، بلکه باید از دروغ گویی اجتناب کنم و با میل و رغبت اطلاعات را به او انتقال دهم. به عبارت دیگر من باید اطلاعات خودم را به هر طریق ممکن با او در میان بگذارم. حتی اگر همسرم در رفع نیازهای من دچار ضعف شده است به جای ایجاد بخشی به نام زندگی خصوصی ، بهتر است با لحنی دوستانه و به دور از تنش ضعف های او را به او متذکر شوم.

متأسفانه بسیاری از زنانی یا مردانی که به همسرشان خیانت کرده اند در جلسه مشاوره می گویند: ” آقای آریافر اکنون که به اعمال خود می اندیشیم، متوجه می شویم که حق با شماست ما بجای اینکه با همسر خود شفاف و صادق باشیم، بخشی به نام زندگی خصوصی برای خود ایجاد کرده بودیم که در تنهایی ها و مشکلات به آن پناه می بردیم.

وقتی با زوج های مشکل دار و به خصوص زنان و مردانی که به همسر خود بی وفایی و خیانت کرده اند، مشاوره می کنم ، متوجه می شوم که آنها به ندرت با یکدیگر صادق بوده اند. به همین دلیل زن و شوهر را جداگانه ملاقات می کنم، به ویژه در ابتدای فرآیند مشاوره هایم.

وقتی با همسری در اتاق مشاوره تنها هستم،در بسیاری از موارد آنها با من صادق هستند، حداقل به دو دلیل :

۱- شخص از درون احساس فشار می کند تا حقیقت را برای کسی بازگو کند

۲- آنها برای زمانی که با من صحبت می کنند هزینه ای متحمل می شوند و دلشان میخواهد هرچه زودتر مشکل شان را حل کنم و لذا از بیان حقایق طفره نمی روند.

وقتی هر یک از همسران صادقانه با من صحبت می کند، تصویر روشن تری از هر دوی آنها بدست می آورم، بطوریکه حتی خودشان نسبت به یکدیگر چنین شناخت دقیقی نداشته اند و در طول سالها به تصویر تیره و مبهمی نگاه می کردند که هریک برای دیگری نمایان کرده است. اما وقتی با مشاور خود صحبت می کنند، دیگر نیازی به تصویر مبهم ندارند و مشکل واقعی شروع به آشکار شدن می کند .

البته باید یادآور شوم که در برخی از موارد نیز یکی از همسران از گفتن حقایق طفره رفته و به دروغ متوسل می شود، اینکار صرفاً فرآیند مشاوره را طولانی تر می سازد وگرنه در چنین حالتی بازهم می توان به اصل ماجرا پی برد.

 

o

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 455 صفحه بعد

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 21
بازدید دیروز : 268
بازدید هفته : 1077
بازدید ماه : 9975
بازدید کل : 58295
تعداد مطالب : 1363
تعداد نظرات : 325
تعداد آنلاین : 18